close
چت روم
داسنتان طنز و خنده دار

داسنتان طنز و خنده دار

داسنتان طنز و خنده دار

داسنتان طنز و خنده دار

نقشه سایت

خانه
سئو کننده

آمار

    آمار مطالب
    کل مطالب : 574 کل نظرات : 178 آمار کاربران
    افراد آنلاین : 1 تعداد اعضا : 9 آمار بازدید
    بازدید امروز : 42 بازدید دیروز : 16 ورودی امروز گوگل : 0 ورودی گوگل دیروز : 6 آي پي امروز : 1 آي پي ديروز : 11 بازدید هفته : 76 بازدید ماه : 170 بازدید سال : 2,099 بازدید کلی : 841,799

    نویسندگان

    در آینده دوست دارد چکاره شود !

    معلم در کلاس از حسن سئوال کرد که در آینده دوست دارد چکاره شود !
    حسن جواب داد: آقا دوست دارم خیلی پولدار باشم و یک زن انتخاب کنم و براش بهترین منزل در تهران و لوکس ترین ویلا در شمال وشیک ترین لباس ها وجواهرات و گرانترین اتومبیل و بهترین امکانات زندگی را از هر لحاظ فراهم کنم ؟!
    معلم گفت بنشین و از اکبر پرسید: تو دوست داری چکاره شوی؟
    اکبر جواب داد آقا اجازه ؟
    .
    .
    .
    .
    .
    ما دوست داریم زن حسن بشویم ! 
     
    googlereader googleplus stumbleupon digg cloob twitter facebook

    ...

    ﺩﯾﺸﺐ ﺍﻋﺼﺎﺑﻢ ﺧﻮﺭﺩ ﺑﻮﺩ ﺗﻮ ﺍﺗﺎﻗﻢ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ
    ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﻫﯽ ﺻﺪﺍﻡ ﻣﯿﺰﺩ
    ﺩﺍﺩ ﺯﺩﻡ ﮔﻔﺘﻢ ﭼﯿﻪ؟
    ﮔﻔﺖ ﭼﯿﮑﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﮐﻪ ﻧﻤﯿﺎﯾﯽ ﺑﯿﺮﻭﻥ؟
    ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺘﻤﺎ ﺩﺍﺭﻡ ﯾﻪ ﮔﻮ*ﻫﯽ ﻣﯿﺨﻮﺭﻡ ﺩﯾﮕﻪ ! ﺍَﻩ !
    ﮔﻔﺖ :ﺧﻮﺩﺗﻮ ﺳﯿﺮ ﻧﮑﻨﯽ ! ﺁﺧﻪ شام ﺣﺎﺿﺮﻩ
     
    googlereader googleplus stumbleupon digg cloob twitter facebook

    داستان طنز

    بخونین باحالهlaugh
    روزی مردی با دوچرخه از خیابان عبور میکرد
    بسیار مرد فهیم!! باوجدان و مردمدار بود این مرد
    ناگهان کنترل دوچرخه خودراازدست داد و گوشه فرمون دوچرخش به آیینه بغل بنزی کشیده شد و خط بسیار ریزی برآیینه افتاد
    مرد درستکارقصه ماپایین اومد و صاحب بنزرا پیدا نکرد
    تصمیم گرفت یادداشت و ادرس برای وی بگذارد پس از گذاشتن یادداشت رفت
    صاحب بنز ک امد متوجه یادداشت ان مرد شد ک اینچنین نوشته بود؛
    ای شخص محترم باکمال خشوع و تواضع از شما عذرخواهی میکنم که خط کوچکی برآینه اتومبیل گرانقیمتتان وارد کردم
    بنده خیاطی کوچکی دارم در میدان بخارایی
    جهت پرداخت خسارت و عذرخواهی تشریف بیاورید در خدمتتان هستم البته باید ببخشید
    چون قلم و کاغذی پیدا نکردم با نوک چاقو برایتان روی کاپوت ماشینتان یادداشت گذاشتم
    ادرس محل کار و منزل را روی صندوق عقب نوشتم جا نشد بقیه رو روی درب سمت چپ نوشتم
    تلفن منزل و محل کار نیز روی درب سمت راسته اگر پیدام نکردین منزل یکی از بستگانم ک آدرس همه روی سقف ماشین هست منتظرتان هستم
    امضاء؛باقر باقروند |:

     

    googlereader googleplus stumbleupon digg cloob twitter facebook

    دزدای ما نابغن

    این واقعیه :
    طرف تو ایران بی ام و ۲۰۱۲ دزدیده بود، حالا به یه طریقی گرفتنش
    صاحب ماشین گفت خدا وکیلی ازت شکایت نمیکنم فقط بگو چطور این ماشینو با اینهمه سیستم امنیتی بردی؟
    گفت گاز نیتروژنو از اگزوز زدم تو ماشین یه فندک گرفتم، موتور که حین خاموشی داغ میکنه سیستم امنیتی فک میکنه ماشین دچار حریق شده و در های ماشینو وا میکنه و پروتوکل های امنیتی رو ور میداره.
    واقعاً دزدای ما بر خلاف خیلی از مسئولینمون نابغن
    دمِ دزدمون گرم laugh
    googlereader googleplus stumbleupon digg cloob twitter facebook

    عقاب مغرور

    ی روز داشت بارون شدیدی میومد همه پرنده ها دنبال سرپناه راه افتادن دیدن عقابه داره پرواز میکنه بش گفتن بیا پایین خیس نشی گفت من میرم بالای ابرا تا خیس نشم 
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    ک تو همون لحظه رعدوبرق زد و مرد. تا دیگه خودشو عن نکنه :|
    laughدیوس مغرور 
    googlereader googleplus stumbleupon digg cloob twitter facebook

    اس ام اس سرکاری

    بیکـار بـودم گـفتم الکی یه پیـام برای چند نـفر بـفرستم، یه جوابی بدن بخندیم:
    پـیـام دادم...
    سلام قـربونت برم عزیزم، جـوجـوت دلـش برای آغـوشِ گـرمـت تـنگ شـده.
    فرستادمش واسه چند تا شماره الکی،
    یکیش جواب داد:
    وای عزيزم میدونستم بالاخره بر میگردی، میدونستم میبخشیم، بیا بغلم.
    من: چشم عزیز دلم.
    اون: حالا یه بوس بده.
    من : 0_o
    دیدم داره خاک بر سری میشه دیگه جوابشو ندادم.
    یکیش زنگ زد. گفتم الوووو
    یه صدای کلفتی گفت: الو و درد، پدر سوخته ول کن بچم رو، مهسا میخواد درسشو بخونه.
    من: ولی من بدون مهسا میمیرم،
    مهسا عشق منه، مهساااااا دوسِت دارم، قوبونت برم.
    اون: شتلــــــــــق (صدای شتلق طوری بود که کاملا مشهود بود گوشی رو تو سر مهسا خورد کرده)
    یکیش پیام داد:
    شوهرم پیشم نشسته بـعداً جـواب میدم، باز که سیم کارتتو عوض کردی.
    من: ؟_؟
    نـتیـجـه گیـری اخـلاقـی: بـه پـدر و مـادر خـود نـیکـی کنیـد.
    laugh
    googlereader googleplus stumbleupon digg cloob twitter facebook

    شانس اوردی هوا افتابی نبود !

    استاد سر کلاس داشت اسمها رو میخوند بعد رسید به اسم یه دختر بنام بارانه.پرسید حالا چرا بارانه؟!! دختر باعشوه گفت اخه روز تولدم هوا بارانی بود . یهو یه پسره از ته کلاس گفت:: شانس اوردی افتابی نبودmail
    googlereader googleplus stumbleupon digg cloob twitter facebook

    اشتباهی اومدی !

    سر کلاس بچها شلوغ ميکردن
    استاده اومده ميگه:
    اينجا طويلس ؟؟؟؟؟؟ 
    يکي از ته کلاس داد زد نه استاد اشتباه اومدي
    googlereader googleplus stumbleupon digg cloob twitter facebook

    زنده بلا، مرده ش هم بلاست

    زنی به شوهرش گفت:
    وقتی من مردم، چند وقت
    بعد زن میگیری؟
    مرد گفت: وقتی خاک قبرت خشک شد!
    زن گفت: آیا وعده میدهی؟
    مرد گفت: بله قول میدهم!
    بعد از اینکه زنش فوت کرد،
    هر روز مرد میرفت سر قبر تا ببیند خاکش خشک شده یا نه،
    تا یکسال دید که خشک نمیشود
    تا اینکه یک روز عصر رفت دید
    که برادر زنش دارد روی قبر
    آب میریزد!
    سؤال كرد چرا این کار میکنی؟
    برادر زنش گفت:
    وصیت خواهرم را اجرا میکنم
    که هر دو روز بر روی قبرش آب بریزم!!!
    اینست مکر زنان...
    زنده بلا، مرده ش هم بلاست..
    حتى جناب اندى نيز در اين باره فرموده : بلا ای بلا دختر مردم..laugh
    googlereader googleplus stumbleupon digg cloob twitter facebook

    اس ام اس اشتباهی :(

    داشتم به دوست دخترم اس میدادم
    عروسک خوشگل من کجاس؟؟؟؟
    اشتباهی به بابام دادم. . . .
     
    جواب داده : من چه میدونم خرس گنده الان بچت باید عروسک بازی کنه مرتیکه نره خر!
    پاشوبرو چارتا نون بگیر ^_^
    googlereader googleplus stumbleupon digg cloob twitter facebook

    من بچه سر راهی ام ؟؟

    یه مدتی همش فکر میکردم من بچه سر راهی هستم .

    تا اینکه یکی از عکس های دوران بچگیامو بردم به مامانم نشون بدم

    برگشته میگه : اخی چقد نازه, کیه ؟؟

    الان مطمئن شدم ...!!!

     

    googlereader googleplus stumbleupon digg cloob twitter facebook

    باید الان بخوابی و طلاقش بدی :|

    دوستم تعریف میکرد :

    صبح با صدای مامان بابام از خواب پریدم.

    رفتم بیرون از بابام پرسیدم چی شده ؟؟

    میگه هیچی شب خواب دیدم یه زنه دیگه گرفتم برا مامانت تعریف کردم 

    الان هم بهم گیر داده الان باید بخوابی و طلاقش بدی :|

    googlereader googleplus stumbleupon digg cloob twitter facebook

    اخلاق برام خیلی مهمه

    دیشب یه دختر خوشگل و خوش قد و هیکل از تو مازراتی پیاد شدو اومد طرفم ...گفت: حالتون خوبه؟گفتم: بله ممنون  گفت: کجا تشریف میبرین؟! گفتم: میرم خونمون گفت: میشه ازتون خواهش کنم با من دوست شین؟التماس میکنم. توروخدا :(اگه باهام دوس شی قول میدم یه پورشه کاین برات بخرمیه ویلا تو شمال به نامت میکنم کلی کادو واست میخرم بهترین لباسا و ساعتا و گوشی ها و .... واست میخرم یه میلیارد هم همیشه میریزم تو حسابت که همراهت پول باشه و... منم گفتم: نه :|آخه میدونین بچه ها ، اخلاق واسه من خیلی مهمه اول باید سلام میکرد :)))

    googlereader googleplus stumbleupon digg cloob twitter facebook

    :)

    دیروز ته اتوبوس بدجوری چهره ام گرفته و درهم بود که یه پیرزن خوش لباس و بانشاط رو کرد بهم گفت:
    ننه، بگو نی نای نا نای نی نای نای.
    دیدم میخواد من رو از غصه دربیاره، ازش خوشم اومد. شروع کردم بشکن زدن و باهاش دم گرفتم:
    نی نای نا نای نی نای نای. یهو فضا عوض شد و همه شروع کردند دست زدن.
    پیرزنه دست کرد تو کیفش، منم همینطور که قر میدادم،
    داد زدم: شاباش شاباش.
    یه هو دیدم بجای پول، یه دست دندون مصنوعی درآورد، گذاشت دهنش و گفت:
    نره غول نفهم، ده دفعه گفتم بگو نیاوران نیگه دار؛ حالا باید دو تا ایستگاه پیاده برگردم!
    googlereader googleplus stumbleupon digg cloob twitter facebook

    استاد گوزو

    استاد سر کلاس میگوزه 

    .

    .

    .

    هول میشه میگه ساعت چنده ؟؟

    یکی  از ته کلاس میگه شما واسه ساعت چند کوک کرده بودی ؟

    :))

    googlereader googleplus stumbleupon digg cloob twitter facebook

    نيمچه اسکل :))

    آقاى معلم روز اول مدرسه خواست هوش بچه ها رو تست بزنه، روی تخته نوشت:
    یه کامیون با سرعت 120 کیلومتر توی خیابون حرکت میکنه، سیب زمینی کیلو 1000 تومن، من چند سال دارم؟
    یکی از بچه ها بلند شد گفت: آقا اجازه شما 30 سالتونه.
    معلم تعجب کرد گفت: درست گفتی از کجا فهمیدی؟
    بچه گفت: آقا ما یه داداش داریم نيمچه اسکل 15 سالشه شما رو دیدم کامل اسکلید گفتم حتما 30 سال رو داریدlaugh
    googlereader googleplus stumbleupon digg cloob twitter facebook

    کسی که صدای گوزه باباشو بشنوه ازش حساب نمیبره

    ﺑﺎﺑﺎ ﺑﺰﺭﮔﻢ ﯾﻪ ﺣﺮﻓﯽ ﻣﯿﺰﺩ،
    ﻧﻮﺭ ﺑﻪ ﻗﺒﺮﺵ ﺑﺒﺎﺭﻩ،
    ﻣﯽ ﮔﻔﺖ ﺗﺮﺑﯿﺖ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺍﺯ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺧﺮﺍﺏ ﺷﺪ ﮐﻪ ﻣﺴﺘﺮﺍﺣﺎ
    ﺭﻭ ﺍﺯ ﮔﻮﺷﻪ ﺣﯿﺎﻁ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﺑﻐﻞ ﭘﺬﯾﺮﺍﯾﯽ.
    ﺑﭽﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺻﺪﺍﯼ ﮔﻮﺯ ﺑﺎﺑﺎﺷﻮ ﺑﺸﻨﻮﻩ، ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺯﺵ ﺣﺴﺎﺏ
    ﻧﻤﯿﺒﺮﻩ !! واااالا
    googlereader googleplus stumbleupon digg cloob twitter facebook

    سه نصیحت پدر...

    ﺭﻭﺯﯼ ﭘﺪﺭﯼ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻣﺮﮒ
    ﮔﻔﺖ: ﻓﺮﺯﻧﺪﻡ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺳﻪ ﻭﺻﯿﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺍﻣﯿﺪﻭﺍﺭﻡ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ
    ﺳﻪ
    ﻭﺻﯿﺖ ﻣﻦ ﺗﻮﺟﻪ ﮐﻨﯽ.
    1.ﺍﮔﺮ ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﻣﻠﮑﯽ ﺑﻔﺮﻭﺷﯽ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺩﺳﺘﯽ ﺑﻪ
    ﺳﺮﻭ ﺭﻭﯾﺶ ﺑﮑﺶ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻔﺮﻭﺵ .
    2.ﺍﮔﺮ ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﯽ ﺳﻌﯽ ﮐﻦ ﺑﺎ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ
    ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺯ
    ﺷﻬﺮ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﯽ
    3.ﺍﮔﺮ ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﯾﺎ ﺍﻓﯿﻮﻧﯽ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻨﯽ ﺑﺎ ﺁﺩﻡ
    ﺑﺰﺭﮔﺴﺎﻟﯽ
    ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻦ !
    ﻣﺪﺗﯽ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﭘﺪﺭ، ﭘﺴﺮ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺖ ﺧﺎﻧﻪ
    ﭘﺪﺭﯼ ﺭﺍ ﺑﻔﺮﻭﺷﺪ ﭘﺲ ﺑﻪ
    ﻧﺼﯿﺤﺖ ﭘﺪﺭ ﺁﻥ ﻣﻠﮏ ﺭﺍ ﺳﺮ ﻭ ﺳﺎﻣﺎﻥ ﺩﺍﺩ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﺗﻤﺎﻡ
    ﮐﺎﺭ ﺩﯾﺪ
    ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺯﯾﺒﺎ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺣﯿﻒ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻔﺮﻭﺷﺪ ﭘﺲ
    ﻣﻨﺼﺮﻑ ﺷﺪ .
    ﺑﻌﺪ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﺪ ﭘﺲ ﺍﺯ ﭘﺮﺱ ﻭ ﺟﻮﯼ
    ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺯ ﺷﻬﺮ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ ..
    ﺩﯾﺪ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺧﺮﺍﺑﻪ ﺍﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻋﻠﺘﺵ ﺭﺍ ﭘﺮﺳﯿﺪ
    ﮔﻔﺖ:
    ﻫﻤﻪ ﺩﺍﺭﺍﯾﯿﻢ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺧﺘﻪ ﺍﻡ!
    ﺩﺭ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺑﻪ ﻋﻤﻖ ﻧﺼﺎﯾﺢ ﭘﺪﺭﺵ ﭘﯽ ﺑﺮﺩ.
    ﻭ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺖ ﺑﺎ ﻣﺮﺩ ﭘﻨﺠﺎﻩ ﺳﺎﻟﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﭘﺪﺭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ
    ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺶ
    ﺑﻮﺩ ﺩﻭﺩ ﺭﺍ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻨﺪ
    ﺷﺮﻭﻉ ﻫﻢ ﻛﺮﺩ
    ﺍﺗﻔﺎﻗﺎً
    ﻣﻌﺘﺎﺩ ﻗﺎﺑﻠﻰ ﻫﻢ ﺷﺪ ﻭ گند زد ﺑﻪ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺁﻣﻮﺯﻧﺪﻩ ﻣﺎ ﻋﻮﺿﯽ ﺑﯽ ﺟﻨﺒﻪ.
    laugh
     
    googlereader googleplus stumbleupon digg cloob twitter facebook

    جوک عکس یهویی

    دختره میره اتلیه
    میگه اقااااااا
    شما عکس یهویی هم میگیرید؟؟؟؟؟؟؟؟ :|
    ضمنا مراسم ختم عکاس فردا بر سر مزار آن مرحوم دایر میباشد.
    googlereader googleplus stumbleupon digg cloob twitter facebook

    ﺧﺎﻧﻢ ﺟﻬﺎﻧﭙﻮﺭ ﮐﯿﻪ ؟

    ﭘﯿﺎﻣﮏ ﺷﻮﻫﺮ ﺑﻪ ﺯﻥ :
    ﺁﺭﻭﻡ ﺑﺎﺵ ، ﻧﺘﺮﺳﯿﺎ
    ﻣﻦ ﺍﺯ ﭘﻠﻪ ﻫﺎﯼ ﺍﺩﺍﺭﻩ ﺍﻓﺘﺎﺩﻡ
    ﺳﺮﻡ ﺧﻮﺭﺩ ﺑﻪ ﻧﺮﺩﻩ ﻫﺎ
    ﺑﯿﻬﻮﺵ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ، ﺧﺎﻧﻢ ﺟﻬﺎﻧﭙﻮﺭ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ
    ﺍﻭﺭﮊﺍﻧﺲ ﻭ ﺍﻻﻥ ﺗﻮﯼ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻧﻢ ، ﻭﻟﯽ ﺩﮐﺘﺮﺍ ﻣﯿﮕﻦ
    ﺧﻮﻧﺮﯾﺰﯼ ﻣﻐﺰﯾﻪ
    ﭘﺎﯼ ﭼﭗ ﻭ ﺩﻧﺪﻩ ﺭﺍﺳﺘﻢ ﺷﮑﺴﺘﻪ
    ﺭﺑﺎﻁ ﺁﺭﻧﺠﻢ ﺩﺭ ﺭﻓﺘﻪ ، ﭘﯿﺸﻮﻧﯿﻢ ﮐﺒﻮﺩ ﺷﺪﻩ
    ﮔﺮﺩﻧﻢ ﻫﻢ ﭘﯿﭽﯿﺪﻩ ﻭ ﻟﺒﻢ ﭼﺎﮎ ﺧﻮﺭﺩﻩ .
    ﺟﻮﺍﺏ ﺯﻥ : ﺧﺎﻧﻢ ﺟﻬﺎﻧﭙﻮﺭ ﮐﯿﻪ ؟
    googlereader googleplus stumbleupon digg cloob twitter facebook

    خاطرات من ^_^

    اینم خاطره از یه .... : 
    توی کلاس جمعی از اسکولا تشکیل کلاس داده بودیم
    یه دفه با بچه ها قرار گذاشتیم کاپشن هامونو برعکس تنمون کنیم... کاپشنا هم که همشون داخلشون کرکی بود..
    عاقا تا استاد اومد توکلاس همه باهم گفتیم بععععععع..
    استاد پا به فرار گذاشت دیگه هم برنگشت! laugh

    googlereader googleplus stumbleupon digg cloob twitter facebook

    چرا درس نمیخونی . .!!

    میگن چرا درس نمیخونی . .!!
     
    الان عرض میکنم خدمتتون:
     
    یه سال 365 روزه . . .!
     
    بگو خب . .
     
    52 روزش جمعه است، میمونه 313 روز . .
     
    بگو خب . .
     
    حداقل 50 روز تعطیلات تابستانی داریم، میمونه 263 روز . .
     
    بگو خب
     
    میانگین هر روز 8 ساعت میخوابیم . .
     
    این میشه 122 روز و باقی میمونه 141 روز . .!
     
    بگو خب
     
    هر روز یک ساعت برا خودمون وقت بزاریم . .
     
    این میشه 15 روز و باقی میمونه 126 روز . .!!
     
    روزی 2 ساعت خورد و خوراک این میشه 30 روز و باقی میمونه 96 روز . .
     
    میانگین روزی 4 ساعت گشت و گذار با دوستان دختر و پسر . .
     
    ساعتهای خالی بین کلاسها و رفت و آمد مسیر دانشگاه و خونه . .
     
    این میشه 60 روز و باقی میمونه 36 روز . .!!
     
    بگو خب . .
     
    31 روز تعطیلات رسمی سالانه، میمونه 5 روز . .
     
    خوب عزیزم ما هم آدمیم سالی 4 روزم مریض میشیم . .
     
    میمونه یه روز . .
     
    چه تصادفی اون یه روزم روز تولدم . .!!
     
    تموم شد و رفت . .!!
     
    امیدوارم همه قانع شده باشن . .!!
     
    ومن اله توفیق . .!
    googlereader googleplus stumbleupon digg cloob twitter facebook

    وقتی به استاد ضایع میشه ...

    ﺳﺮﻛﻼﺱ ﺍﺳﺘﺎﺩﻩ ﺑﻬﻢ ﮔﻔﺖ :
    ﺷﻤﺎ ﮐﻪ ﻧﯿﺸﺖ ﺑﺎﺯﻩ ﭘﺎﺷﻮ ﺑﺮﻭ ﺗﺨﺘﻪ ﺭﻭ ﭘﺎﮎ ﮐﻦ ,
    ﻣﻨﻢ ﮔﻔﺘﻢ ﻧﻤﯿﺮﻡ ﺍﺳﺘﺎﺩ !!!
    ﮔﻔﺖ ﯾﻌﻨﯽ ﭼﯽ ؟ ﭼﺮﺍ ﻧﻤﯿﺮﯼ ؟ ﻣﯿﮕﻢ ﭘﺎﺷﻮ ﺗﺨﺘﻪ
    ﺭﻭ ﭘﺎﮎ ﮐﻦ
    ﻣﻨﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﺟﺪﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪﻡ ﮔﻔﺘﻢ :
    ﺩﻭﺱ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﻗﻬﺮﻣﺎﻥ ﮐﻼﺳﺸﻮﻥ ﺭﻭ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ
    ﺻﺤﻨﻪ ﺑﺒﯿﻨﻦ !!!
    ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺯﺩﻥ ﺯﯾﺮ ﺧﻨﺪﻩ ....
    ﺑﻌﺪ ﺍﻭﻣﺪ ﺗﻼﻓﯽ ﮐﻨﻪ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻣﯿﺮﻓﺘﻢ ﭘﺎﯼ ﺗﺨﺘﻪ
    ﮔﻔﺖ :
    ﺧﻮﺷﮕﻞ ﭘﺴﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻟﺒﺎﺱ ﻫﺎ ﮐﻪ ﺗﻨﺘﻪ ﻣﺮﺩﻭﻧﻪ ﺵ
    ﻫﻢ ﻫﺴﺖ؟؟؟
    ﻣﻨﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﺭﯾﻠﮑﺲ ﮔﻔﺘﻢ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺍﮔﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﺷﻮﻫﺮﺗﻮﻥ
    ﻣﯿﺨﻮﺍﯾﺪ
    ﺳﺎﯾﺰﺵ ﺗﻤﻮﻡ ﺷﺪﻩ !!!
    ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﮐﻼﺱ ﺗﺮﮐﯿﺪ ﺍﺯ ﺧﻨﺪﻩ
    ﺑﺮﮔﺸﺖ ﮔﻔﺖ ﺧﻮﺷﻤﺰﻩ ﺣﺎﻻ ﺧﻮﺩﺕ ﺣﺬﻑ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﯾﺎ
    ﻣﻦ ﺣﺬﻓﺖ
    ﮐﻨﻢ؟؟؟
    ﻣﻨﻢ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺟﺪﯼ ﮔﻔﺘﻢ ﻭﺍﺳﻪ ﯾﻪ ﻗﻬﺮﻣﺎﻥ ﻫﯿﭻ
    ﻓﺮﻗﯽ ﻧﻤﯿﮑﻨﻪ ﺍﺳﺘﺎﺩ !!!
    ﺣﺴﺎﺑﯽ ﻗﺎﻃﯽ ﮐﺮﺩ ﺭﻓﺖ ﺳﻤﺖ ﻟﯿﺴﺖ ﮔﻔﺖ ﺍﺳﻤﺖ
    ﭼﯿﻪ ﺑﻠﺒﻞ
    ﺯﺑﻮﻥ؟؟؟
    ﻣﻨﻢ ﮔﻔﺘﻢ ﮐﻮﭼﯿﮑﻪ ﺷﻤﺎ ﺍﻣﯿﺪ ﻫﺴﺘﻢ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﻟﯿﺴﺖ
    ﺭﻭ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩ
    ﮔﻔﺖ :
    ﺍﻣﯿﺪﻩ ﭼﯽ؟؟؟
    ﻣﻨﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﺟﺪﯼ ﺻﺪﺍﻣﻮ ﮐﺸﯿﺪﻡ ﮔﻔﺘﻢ ﺍﻣـــﯿــــــــــ
    ــــــــــﺪﻩ ﺟـــﻬــﺎﻥ !!!
    ﮐﻼﺱ ﺭﻓﺖ ﺭﻭ ﻫﻮﺍ ,
    ﻣﺎﮊﯾﮑﺸﻮ ﭘﺮﺕ ﮐﺮﺩ ﺟﺎﺧﺎﻟﯽ ﺩﺍﺩﻡ ﺍﺯ ﺑﺎﻻ ﺳﺮﻡ ﺭﺩ
    ﺷﺪ ﻭ ﺩﻭﯾﺪﻡ
    ﺩﺭ ﮐﻼﺱ ﻭ ﺑﺴﺘﻢ ﻓﺮﺍﺭ ﮐﺮﺩﻡ !!!
    ﻭ ﻫﻨﻮﺯﻡ نفهمیده من مهمان بودمmail
    googlereader googleplus stumbleupon digg cloob twitter facebook

    داستان خنده دار

    داستان خنده دار:
    یک گلابی در كامیون گلابی ، یه روز یه كامیون گلابی داشته توی جاده می رفته كه یه دفعه می‌افته توی یه دست‌انداز، یكی از گلابی‌ها می‌افته وسط جاده، بر می‌گرده به كامیون نگاه می‌كنه و میگه:
     
    گلابی‌ها، گلابی‌ها!
    گلابی‌ها میگن: گلابی، گلابی!
    كامیون دورتر می شه،
    صداشون ضعیف‌تر می شه.
    گلابی میگه: گلابی‌ها، گلابی‌ها!
    گلابی‌ها می گن: گلابی، گلابی!
    باز كامیون دورتر میشه، گلابی میگه: گلابی‌ها، گلابی‌ها!
     
    اما صدای گلابی دیگه به گلابی‌ها نمی‌رسه! گلابی‌ها موبایل راننده رو می گیرن و زنگ میزنن به موبایل گلابی،اما چه فایده كه گلابی ایرانسل داشته و توی جاده آنتن نمی‌داده!
     
    گلابی یه نفر رو پیدا می‌كنه كه موبایل دولتی داشته، زنگ می‌زنه به راننده و می گه: گوشی رو بده به گلابی‌ها، وقتی كه گلابی‌ها گوشی رو می گیرن، گلابی میگه: گلابی‌ها، گلابی ها!
     
    گلابی ها می گن: گلابی، گلابی
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
     
    .
    .
    .
    .
    اون شور و اشتیاقت تو حلقم ،
     
    واقعا دوست داری باز هم ادامه داشته باشه ؟!؟!؟!؟!؟
    googlereader googleplus stumbleupon digg cloob twitter facebook

    ﺑﻪ ﻳﻪ ﮊﺍﭘﻨﯽ ﻭ ﺁﻟﻤﺎﻧﯽ ﻭ ﺍﻳﺮﺍﻧﻲ.....

    ﺑﻪ ﻳﻪ ﮊﺍﭘﻨﯽ ﻭ ﺁﻟﻤﺎﻧﯽ ﻭ ﺍﻳﺮﺍﻧﻲ
    ﻧﻔﺮﻱ 50 ﺗﺎ ﻣﻮﺯ ﻭ ﻳﮏ ﻣﻴﻤﻮﻥ ﺩﺍﺩﻥ
    ﮔﻔﺘﻦ :
    ﺑﺎ ﺩﺍﺩﻥ ﺍﻳﻦ 50 ﺗﺎ ﻣﻮﺯ ﺑﻪ ﻣﻴﻤﻮﻧﺘﻮﻥ
    ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻬﺶ ﺣﺮﻑ ﺯﺩﻥ ﻳﺎﺩ ﺑﺪﻳﺪ .
    ﺍﻭﻣﺪﻥ ﺩﻳﺪﻥ ﮊﺍﭘﻨﯿﻪ 50 ﺗﺎﻣﻮﺯﻭ ﺩﺍﺩﻩ
    ﻣﻴﻤﻮﻧﻪ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﻫﻴﭽﻲ ﻳﺎﺩ ﻧﮕﺮﻓﺘﻪ
    ﺁﻟﻤﺎﻧﯿﻪ ﻫﻢ ﻫﻤﻴﻨﻄﻮﺭ
    ﺑﻌﺪ ﺭﻓﺘﻦ ﺳﺮﺍﻏﻪ ﺍﻳﺮﺍﻧﻴﻪ ﺩﻳﺪﻥ 49
    ﺗﺎ ﻣﻮﺯﻭ ﺧﻮﺩﺵ ﺧﻮﺭﺩﻩ
    ﻭ ﻣﻴﻤﻮﻧﻪ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﺎ ﺍﻟﺘﻤﺎﺱ ﻣﯿﮕﻪ :
    ﻣﻤﺪ ﻣﻤﺪ ﺗﻮﺭﻭ ﺑﻪ ﻗﺮآﻥ ﺍﻭﻥ ﯾﮑﯽ موزو ﺑﺪﻩ ﺑﻪ من.
    :))
    googlereader googleplus stumbleupon digg cloob twitter facebook

    نظرسنجي

    از عملکرد سایت راضی هستید ؟


    ورود کاربران

    نام کاربری :
    رمز عبور :

    » رمز عبور را فراموش کردم ؟

    عضويت سريع

    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

    خبرنامه

    براي اطلاع از آپدیت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

    ما را در گوگل محبوب کنید
    کد گوگل پلاس سری سوم